پروكوپيوس ( مترجم : محمد سعيدى )

47

جنگهاى ايران و روم ( فارسى )

وى همان جا در كمين بنشينند و سپس خود با شتاب به شهر آمد و به « گلون » گفت شكار حاضر است و او را با دويست نفر همراهانش به كمين‌گاه دشمن آورد . همين كه ايرانيها به نقطه‌اى كه روميان در آن پنهان شده بودند رسيدند ، روستائى با اشارهء مخصوصى روميها را از كمين‌گاه به درآورد و دشمن را به آنها نشان داد و اين كار را طورى به مهارت و چالاكى انجام داد كه نه « گلون » و نه همراهان هيچيك متوجه نيرنگ او نشدند . چون ايرانيها دشمن را به سوى خود حمله‌ور ديدند در شگفت شدند و از اين پيش آمد ناگهانى سخت متوحش گرديدند . زيرا نه از ترس دشمن مىتوانستند به عقب برگردند و نه در آن سرزمين بيگانه و ناشناس ممكن بود به سوى ديگرى بگريزند . بنابراين مصمم گرديدند كه خود را آمادهء دفاع سازند و مهاجمين را به زور شمشير عقب بنشانند . ليكن دشمن هم از حيث وضع مكان و هم از حيث عده بر آن‌ها برترى داشت و بدينجهت ايرانيها به آسانى شكست خوردند و تمام آنها حتى خود « گلون » به هلاكت رسيدند وقتى اين خبر به پسر « گلون » رسيد ، بىنهايت افسرده و غمگين گشت كه چرا نتوانسته بود به كمك پدر بشتابد و او را از مرگ رهائى دهد و از شدت خشم فرمان داد خانقاه « سيمون » مرد مقدس را كه « گلون » در آن مسكن گزيده بود ، آتش زدند . لازم است اين نكته را در اينجا متذكر گردم كه غير از خانقاه مزبور ، نه « گلون » و نه قباد و نه ديگر ايرانيهائى كه همراه آنها بودند هيچ عمارتى را در داخل يا خارج شهر « آمد » خراب نكردند . اكنون برگردم باصل روايت خود : بدين ترتيب روميها شهر « آمد » را پس از آنكه دو سال در تصرف ايرانيها بود به وسيلهء پول دوباره به دست آوردند . وقتى روميها وارد شهر گرديدند پى به اشتباه خود و سختىهائى كه ايرانيها در آن مدت تحمل كرده بودند بردند ، زيرا همين كه ميزان غلهء موجود در شهر را با عدهء ايرانيهائى كه